خرید بک لینک
خدا بیامرزه مادربزرگ رو با چارقد سفید و گل گلیش...هیچوقت نتونست والنتاین رو خوب تلفظ کنه...اما زمزمه های تو نیایشش...دستهای رو به آسمونش...عطر یاس و مریم تو جانمازش...لالایی های پشت گهواره...زیر چشم

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: سه شنبه 7 اسفند 1397 ساعت: 1:04

هیچوقت از شمردن ریاضی ، جبر ، هندسه خوشم نیامداما در تمام این سالهای درس هر وقت به _ احتمال _ می رسیدمتمام حواسم را جمع می کردم تا شاید به اونجایی برسیم که احتمال میداد ؛تو شبی صبحی در هنگام بارانهنگ

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: سه شنبه 7 اسفند 1397 ساعت: 1:04

گویی خدا همعمرش بسر آمد تا توانست شاهکاری به نام _زن _ خلق کند عکس و نوشته گویایی تمام آن چیزیست که فردا را به نام مقدسش مزین کرده اند نام مقدس مادر و زن...//// و کاش ای کاش ؛مردان سرزمینم آن قدر مرد

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: سه شنبه 7 اسفند 1397 ساعت: 1:04

گلویم را ببوس

پیش از آنکه چاقوی طوفان بلا بر آن بنشیند

و سر از تمام ناگفته های عشقم جدا کند

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 18:56

آغوش تو

امن ترین جای جهان است

وقت است بیا

در یغلت ؛ آرام بمیرم ....

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 18:56

مرا بگیر از _خودمن_ منی که پر از دلهره امسبزی بپاش به باغ تنم کویری بی منظره امدر کوچه های شهرقارقار کلاغ است بی شمارآشفته می کنند دیگر مرا در قاب این پنجره امشب می رسد و من اسیر دست زمینم هنوز پروب

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 18:56

عطر تو بوده که در کوچه ها عشق می پاشد

مانده ام چگونه رویش میشود بی تو بیاید بهار ؟!!

برچسب: نویسنده: محمد محمدی تاريخ: جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 18:56

صفحه بندی