خدا بیامرزه مادربزرگ رو با چارقد سفید و گل گلیش...هیچوقت نتونست والنتاین رو خوب تلفظ کنه...اما زمزمه های تو نیایشش...دستهای رو به آسمونش...عطر یاس و مریم تو جانمازش...لالایی های پشت گهواره...زیر چشم
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی
هیچوقت از شمردن ریاضی ، جبر ، هندسه خوشم نیامداما در تمام این سالهای درس هر وقت به _ احتمال _ می رسیدمتمام حواسم را جمع می کردم تا شاید به اونجایی برسیم که احتمال میداد ؛تو شبی صبحی در هنگام بارانهنگ
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی
گویی خدا همعمرش بسر آمد تا توانست شاهکاری به نام _زن _ خلق کند عکس و نوشته گویایی تمام آن چیزیست که فردا را به نام مقدسش مزین کرده اند نام مقدس مادر و زن...//// و کاش ای کاش ؛مردان سرزمینم آن قدر مرد
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی


گلویم را ببوس
پیش از آنکه چاقوی طوفان بلا بر آن بنشیند
و سر از تمام ناگفته های عشقم جدا کند
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی


آغوش تو
امن ترین جای جهان است
وقت است بیا
در یغلت ؛ آرام بمیرم ....

برچسب:
نویسنده: محمد محمدی
برچسب:
نویسنده: محمد محمدی

عطر تو بوده که در کوچه ها عشق می پاشد
مانده ام چگونه رویش میشود بی تو بیاید بهار ؟!!

برچسب:
نویسنده: محمد محمدی